شگرد «پيج» و «برين» يك سري الگوريتمها و كدهاي نرمافزاري بود كه يك سيستم طبقهبندي مرتبط با اينترنت را به وجود آورد. آنها نرمافزار خود را در كامپيوترهاي مدرسه نصب نمودند. سپس يك موتور جستجوي آزمايشي به وجود آوردند كه نام آن را «گوگل» گذاشتند كه در واقع شكل تغييريافته كلمه «گوگل» بود كه معناي عبارت رياضي 1 بعد از 100 تا صفر است.
«برين» ميگويد، ما تنها به تعداد كمي از دوستان خود اجازه داديم كه با آن آشنا شوند، به طوري كه ميتوانستند به شبكه كامپيوتري ما رجوع كرده، موتور جستجو را آزمايش كرده و آن را خوب امتحان و بررسي كنند و بعد افراد بيشتري شروع به استفاده از آن كردند و به اين شكل اين كلمه پخش شد. در حقيقت ما در نقطه شروع كار خود بوديم و آن كامپيوترها براي كار ما كافي نبودند.
بنابراين «برين» و «پيچ» شروع به ساخت كامپيوترهاي خودشان كردند و به اداره مركزي جهاني خود كه يك گاراژ بيشتر نبود، نقل مكان كردند. «برين» ميگويد ما خيلي محافظهكار بوديم، ما افراد زيادي را براي كار استخدام نكرديم، ما مثل ديگر سايتهاي اينترنتي از تبليغات فوتبال آمریکایی (Super Bowl) بهره نمی بریم. آقای باتل می گوید در اواخر سال 2000، گوگل یکی از نجات دهندگان پیکر نیمه جان اینترنت بود و در حال حاضر این کشتی ، نیازمند استخدام برخی از درخشان ترین استعدادها و بهترین مهندسان است.
امري متفاوت كه در مورد «گوگل» وجود داشت، شعار اين شركت بود كه معتقد است هيچگونه اقدام غيرواقعي و خلاف انجام نشود. «برين» ميگويد: ما سعي كرديم كه عمليات را در برخي مواقع، به طور خلاصه درآوريم. به اين ترتيب كه تبليغات را با نتايج جستجو تركيب نكرديم. ما هميشه تبليغ آشكار را در طرف پايين صفحه قرار دادهايم. تا به امروز «گوگل» از تبليغات تلويزيوني براي خود بهره نبرده است و شهرت آن به واسطه كلمه «گوگل» است كه دهان به دهان در دنيا گسترش پيدا كرده است.
«اشميت» ميگويد: ما تا به حال نفهميدهايم چگونه ميتوان قضاوت اخلاقي و ارزشي در مورد اطلاعات داشت؟ و همچنين نميتوان حجم وسيعي از اطلاعات موثق و عمومي و تاريخدار را از يكديگر تفكيك كرد.
«باتل» ميگويد: هماكنون مطلب مهم در «گوگل»، ادامه موفقيت گسترده و انفجاري شركت است. ماشين پيشرفت «گوگل» با چنان سرعتي در حركت است كه هر لحظه بيم آن ميرود كه از جا در رفته و چرخهاي آن جدا شود.
اداره و كنترل شركتي مثل «گوگل» كه به سرعت در حال رشد و ترقي است، بسيار سخت و مشكل است. «اشميت» آن را دشمن داخلي خوانده و ميگويد كه نگراني هر روزه ما در اين مورد است. به عنوان مثال گوگل هر هفته 25 نفر را به خدمت می گیرد و بیش از هزار رزرو در روز دریافت می کند، اما با این حال آنها همچنان سختگیرانه عمل می کنند.
«گوگل» همچنان از آزمونهاي ارزيابي خود كه در مجلههاي عملي گنجانده شده است، بهره ميگيرد و به اميد آن است كه مغزهاي بزرگي پيدا شوند كه بتوانند سختترين مسائل مطرحشده را حل كنند. پس از گرفتن يك نمره خوب در امتحان، مصاحبه به عمل ميآيد كه يكي پس از ديگري است.
به تازگي يكي از موارد استخدامي، 14 مرحله مصاحبه داشته است كه توسط اداره روابط عمومي اين شركت به عمل آمد. نخستين باري كه افراد براي كار به خدمت گرفته ميشوند، «گوگل» از همه راههاي ممكن بهره ميبرد تا اين افراد، خوشحال و راضي نگه داشته شوند. در مجموعه «گوگل» جوي حاكم است كه در آن گويي هر روز يك ميهماني برپاست، كافه ترياي عجيبي دارد كه در آن انواع غذاي مكزيكي، اسپانيايي، چيني و هندي و هر نوع غذاي ديگر سرو ميشود.
همچنين براي كارمندان، امكانات ناهار مجاني در نظر گرفته شده است، به نحوي كه كارمندان غذاي خود را گرفته و بر سر ميز كار خود صرف ميكنند، به اين ترتيب براي «گوگل» صرفه پولي و مالي به وجود ميآيد.
يكي از مسئولان «گوگل» ميگويد: يكي از ايدههايي كه ما داريم روي آن كار ميكنيم، ترجمه ماشيني است. ما قويا بر اين باوريم كه اطلاعات به حد كافي در شبكه موجود است و در دنياي كنوني، اين امكان براي ما وجود دارد كه به طور اتوماتيك زباني را به زباني ديگر ترجمه كنيم.
هدف ديگر ما اين است كه نمايشهاي تلويزيوني و ويديوكلوپها نيز در شبكه قابل جستجو گردند؛ هماكنون «گوگل» تيمهايي را براي انجام انواع ايدههاي انفجاري در دنيا در نظر گرفته است.
«گوگل» كاملا در حال حركت به سمتي است كه در آن محصول جديدي را مورد آزمايش قرار دهد تا اين امكان براي مردم فراهم شود كه پيغامهاي متني كوتاه خود را از تلفنهاي همراه بفرستند و پاسخي فوري به جستجو دهند. اين مورد تنها در حد يك ايده است، اما با انجام آن هر كسي كه داراي تلفن همراه پيغامگذار است، ميتواند از آن استفاده كند.
اگر چيزي هم در آينده كاري «گوگل» وجود داشته باشد، «برين» آن را نخواهد گفت. اما براي «برين» يك آرزوي ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه دوره PHD خود را به اتمام برساند و همانگونه كه خودش ميگويد، مادرش در طول هفته بارها اين مسئله را به او گوشزد ميكند. «برين» ميگويد كه واقعا قصد انجام آن را دارد، اما هنوز يك جاي خالي در وقت وي براي انجام اين كار به دست نيامده است.
